الشيخ حسين المظاهري
31
سير و سلوك؛ يقظه (بيدارى) (فارسى)
نكات اساسى در سير و سلوك بهرهمندى از استاد در سير و سلوك هيچ ترديدى در اين نيست كه وجود استاد در هر علم و فن و در هر حركت و برنامهاى ضرورى است . به ويژه در سير و سلوك كه در بردارندهء ظرايف و دقايق فراوان است و عدم تعادل در آن ، اگر بهقدر مويى به افراط و تفريط بيانجامد ، سبب ساز گمراهى خواهد شد . راز اين سخن ، در آن نهفته كه علاوه بر آنكه بهرهگيرى از اخلاق به عنوان يك علم ، به استاد و رهنمودها و سفارشهاى كلّى و جزئى او نيازمند است . نفوذ استاد در جان مشتاقان ، از امور غيرقابل انكار است ؛ زيرا شاگرد خود را در برابر استاد ضعيف و خُرد مىبيند و او را عظيم و نيرومند در مىيابد و از همين روى ، ناخودآگاه از او اثر مىپذيرد . معنويت استاد ، موجب تأثير در رفتار و گفتار مىگردد و حتّى استاد در حركات و نوع سخن گفتن شاگرد ، اثر مىگذارد و افزون بر اين ، قلب شاگرد از استاد تأثير مىپذيرد . استادى كه اهل عمل باشد و خويش را پاك و دلش را پاكيزه گردانيده باشد ، همان عمل او موجب دعوت ديگران به سوى خداى سبحان و پاكسازى نفوس و تطهير قلوب است . به گفتهء بزرگان اگر عمرى دنبال استاد باشيم و روزى او را بيابيم ، جا دارد ؛ زيرا تنها يك سخن استاد ، براى جانهاى آماده ، سعادت هر دو سراى را فراهم خواهد آورد . آنچه شايستهءتوجّه است و امرى مهم به شمار مىآيد و حتّى اهميت آن از استاد هم بيشتر خواهد بود ، اين است كه گزينش استاد ، مسألهاى به غايت دشوار است . چنين نيست كه هر كه ادعا كرد استاد است ، يا به استادى شهرت يافت ، شايستگى استادى داشته باشد . چه بسا استادى كه موجب انحراف ژرف شاگرد گردد . استاد بايد شرايطى داشته باشد كه از جملهء آن شرايط مىتوان به برخوردارى از دانش ، تخصّص ، عقل و كياست اشاره كرد و شرط بسيار مهمتر براى استاد اين است كه خود او منازل هفتگانه را پيموده باشد يا دست كم به منزل تحليه رسيده باشد . كسى كه هنوز از منازل يقظه ،